Che Guevara چه گوارا

Che Guevara چه گوارا


*



کانون وبلاگ‌نویسان ایران


نه به اعدام




Atom 1.0
RSS 2.0

لينك ها

کانون وبلاگنويسان ايران پنلاگ
کانون وبلاگنويسان ايران وبلاگ اعضا

شبح
سياهكل
آتش
گل کو
companero che
سرزمين آفتاب
مطالعات فرهنگی رادیکال
قاصدک مبارز
ناهید رکسان
سعيد سامان
من و پالتاک
ایسکرا
نيك آهنگ كوثر
ملا حسني
شادی شاعرانه
با حسی به سرخی خون ایستاده ام
يک گيله مرد
لندني
بادبان
تا آزادی
گلشن سنتر
خواندني ها
آزادی نو
خسن آقا
نانا
شمرنامه
سیپریسک
خرس مهربان
این بشر زمینی
رک گو
یزیدم
قمارعاشقانه
حاشیه دو نفری
داستان‌گو
اصغرآقامعروف به هادی خرسندی
آفساید
پنجره گشوده-عزيزِِی
دوستداران احسان طبری
بامداد
گوشزد
نگاه
وب . آ . ورد
و چه و چه و چه
علی جوادی- اتحاد کمونیسم کارگری
سیامک ستوده
آزادی بیان
نشريه دانشجويي بذر
کمونيست
هواداران سازمان فداييان اقليت
دانشجوی کمونیست
اتحاديه جوانان سوسياليست انقلابي
(YCO) سازمان جوانان کمونيست
گزارشگران بدون مرز
مبارزه برای لغو اعدام
(مانیها(تخصصی شعر


آرشيو

November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
June 2005
May 2007
September 2007
January 2008
February 2008
March 2008
May 2009
June 2009
July 2009
August 2009
December 2009

اعضای پن‌لاگ


This page is powered by Blogger. Why isn't yours?
    ۳ تیر ۱۳۸۸


اصلاح طلبان ديروز و مبارزين امروز !!
بعد از كشته شدن و دستگيري تعداد زيادي از مردم در روزهاي اخير ، ديروز، تهران در محاصره نيروهاي امنيتي بود. اعتراضات در تهران كم و بيش ادامه دارد. ايران شاهد صف بندي جديدي است كه ارتباط چنداني با انتخابات ندارد. بعضي از طرفداران موسوي كه منافعشان به خطر افتاده است به مخالفت با اعتراضات برخاسته اند و بي توجه به كشته شدن مردم ، از سركوب دفاع ميكنند و برخي از كساني كه به احمدي نژاد رآي داده اند با ديدن كشته شدن انسان هاي بي دفاع به صف معترضين پيوسته اند. صف خلق از ضد خلق تفكيك شده است . صف انسانيت از توحش تفكيك شده است و اين تفكيك به نظر من ارتباطي با واقعيات سياست روز ندارد. اين تفكيك همان واقعيت انديشه ماركس است . در يك طرف انسان هايي قرار گرفته اند كه فارغ از مذهب و انديشه سياسي شان به توحش اين حكومت اعتراض ميكنند و در طرف ديگر فرصت طلباني كه به بهانه امنيت و آرامش ، حفظ نظم موجود را خواستارند. آيا اين يك انقلاب دموكراتيك است ؟ و يا به تعبير درست تر: آيا ما در مرحله دموكراتيك يك انقلاب هستيم؟ نميدانم ولي براحتي ميتوان اسم اين حركت اجتماعي را قيام بر عليه حاكميت دروغ ناميد.
بياييم موضوع را از دوباره بررسي كنيم : مردمي مستاصل از ديكتاتوري آخوندي و ناتواني حكومت در ايجاد حداقل معيشت ، مردمي مستاصل از سركوب و ناتواني حكومت از تآمين خواست هايشان در انتخاباتي كه در دور پيش تحريم كرده بودند شركت مي كنند و پاي صندوق مي روند. بسياري از جمله خود من فرياد مي زنند كه اين انتخابات را تحريم كنيد ولي مردم به اين نتيجه رسيده اند كه اپوزوسيون اين حكومت ناتوان است.مردم ، گوش به تحريم نمي دهندو بازي سياسي را شروع ميكنند كه برنده اش نامشخص است. اكثر كساني كه در دور پيش راي نداده بودند به پاي صندوق مي روند و خوشبينانه به موسوي و كروبي راي مي دهند. آيا اين مردم نسبت به غير دموكراتيك بودن و غير مردمي بودن اين حكومت توهمي دارند؟ آيا اين مردم اميد به اصلاح اين ساختار حكومتي دارند؟ به نظر من بله مردم ايران نسبت با ساختار مافيايي و غير دموكراتيك حكومت در ايران متوهم هستند. راي مردم توسط جناح اقتدارگرا دزديده مي شود. مردم عاصي ميشوند و به خيابان ها مي ريزند. حكومت اعتراضات را به شدت سركوب مي كند. باتوم هاي پليس مردم را به راحتي از توهم در مي آورد. در نتيجه درشرايط امروز ايران بخش مهمي از مردم كه تا پيش از اين احتمال اصلاح شدن سيستم حكومتي را در ايران محتمل مي دانستنداز اين مرحله گذشته اند و هيچ امكاني براي اصلاح ساختار اين حكومت ديكتاتوري را قبول نمي كنند. اصلاح طلباني كه تا ديروز صحبت از آرامش و حفظ نظم و قانون و نسبيت فرهنگي و ... مي كردند امروز از خون مردم براي معامله با جناح ديگر استفاده مي كنند. قدرت ،منافع اقتصادي و پول هر اصلاح طلبي را تبديل به يك مبارز دو آتشه مي كند و اين واقعيت امروز ايران است. اصلاح طلباني كه تا ديروز شعار تحريم ما را غير مدني مي ناميدند امروز از ترس جان شان از جان مردم مايه ميگذارند.


نوشته چه گوارا درتاريخ: ۴/۰۳/۱۳۸۸ ۱۱:۰۰:۰۰ بعدازظهر

|