Che Guevara چه گوارا

Che Guevara چه گوارا


*



کانون وبلاگ‌نویسان ایران


نه به اعدام




Atom 1.0
RSS 2.0

لينك ها

کانون وبلاگنويسان ايران پنلاگ
کانون وبلاگنويسان ايران وبلاگ اعضا

شبح
سياهكل
آتش
گل کو
companero che
سرزمين آفتاب
مطالعات فرهنگی رادیکال
قاصدک مبارز
ناهید رکسان
سعيد سامان
من و پالتاک
ایسکرا
نيك آهنگ كوثر
ملا حسني
شادی شاعرانه
با حسی به سرخی خون ایستاده ام
يک گيله مرد
لندني
بادبان
تا آزادی
گلشن سنتر
خواندني ها
آزادی نو
خسن آقا
نانا
شمرنامه
سیپریسک
خرس مهربان
این بشر زمینی
رک گو
یزیدم
قمارعاشقانه
حاشیه دو نفری
داستان‌گو
اصغرآقامعروف به هادی خرسندی
آفساید
پنجره گشوده-عزيزِِی
دوستداران احسان طبری
بامداد
گوشزد
نگاه
وب . آ . ورد
و چه و چه و چه
علی جوادی- اتحاد کمونیسم کارگری
سیامک ستوده
آزادی بیان
نشريه دانشجويي بذر
کمونيست
هواداران سازمان فداييان اقليت
دانشجوی کمونیست
اتحاديه جوانان سوسياليست انقلابي
(YCO) سازمان جوانان کمونيست
گزارشگران بدون مرز
مبارزه برای لغو اعدام
(مانیها(تخصصی شعر


آرشيو

November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
June 2005
May 2007
September 2007
January 2008
February 2008
March 2008
May 2009
June 2009
July 2009
August 2009
December 2009

اعضای پن‌لاگ


This page is powered by Blogger. Why isn't yours?
    ۱۴ دی ۱۳۸۶


دکتر ابراهیم یزدی را میشناسید!؟
اخیرآ مصاحبه ای توسط ابراهیم یزدی از اعضای اصلی نهضت آزادی در ایران و همچنین از اعضای سابق کنفدراسیون دانشجویان خارج کشور دررژیم سابق که ازافراد نزدیک به خمینی در بطن انقلاب 57 ( یا قیام 57 و یا به تعبیربرخی خیمه شب بازی 57 ) بوده است، منتشر شده است. هدف من از درج این مطلب بررسی نکات اساسی این مصاحبه و گمانه زنی در مورد اهداف انتشار آن از طرف یزدی و سایرین پس از 30 سال است.
یزدی در این مصاحبه موارد مشخصی را ذکر میکند :

1-کنفرانس گدالوپ سرنوشت انقلاب 57 را معین کرد. پس از این کنفرانس که در نیمه نخست دی ماه 1357 تشکیل شده چهار کشور آمریکا ،انگلیس ، فرانسه و آلمان غربی( کارتر-کالاهان-ژیسکادستن- اشمیت) حمایت خود را از خمینی ابراز داشتند و از شاه قطع امید کردند.
این موضوع آن چیزی است که در تاریخ تصریح شده است ولی مسلمآ ارتباطات نزدیکتری از قبل بین نزدیکان و خود خمینی با غرب وجود داشته است که بصورت پراکنده در خاطرات افراد سیا و ارتباطاتشان با بهشتی و سایرین آمده
است - از طرف نویسنده وبلاگ چه گوارا
2- دلیل تشکیل کنفرانس گدالوپ گزارشی است که توسط صادق قطب زاده ( با نام مستعارصادق چماق زاده - چون از سردمداران چماقداران حزب الهی اول انقلاب بود که این چماقداران بعدآ به نیروهای مترقی اصلاح طلب تغییر نام داده شدند !!) به دولت فرانسه داده شد. این گزارش که ابراهیم یزدی (احتمالآ بدلیل ترس) میگوید از محتویاتش بی اطلاع است موجب تشکیل این کنفرانس بود.

3- نگرانی اصلی آمریکایی ها از وقوع انقلاب قطع صدور نفت توسط دولت پس از انقلاب بود که از طرف خمینی به آمریکایی ها تضمین داده شد که صدور نفت قطع نخواهد شد.

4- دکترین آمریکا برای انقلاب ایران که توسط برژنسکی (معاون کارتر رئیس جمهور آمریکا) تدوین شده بود بر اساس ایجاد ائتلاف ارتش و روحانیت جهت جلوگیری از تصاحب قدرت توسط کمونیست ها بود . با این کار نه تنها کمونیست ها بلکه ملی گرا ها نیز از تصاحب قدرت سیاسی دور شدند و نکته قابل توجه اینست که آقای دکتر ابراهیم یزدی یعنی لیدر تشکیلات نهضت آزادی یعنی تنها تشکل ملی گرا کم و بیش رسمی در ایران با این نظر برژنسکی هم سو است .
یزدی میگوید: "در دوران جنگ سرد، امریكایی‌ها هیچ‌‌گاه از یك جنبش یا حكومت ملی حمایت كامل نمی‌كردند یا اگر می‌كردند تا حدی كه در مبارزه علیه كمونیسم مفید باشند، به نظر امریكا، جنبش‌های ملی توانایی كنترل موثر اوضاع سیاسی را نداشتند و مملكت را به كمونیست‌ها واگذار می‌كردند. حرفشان به نظر بنده – از منظر تاریخی، یعنی در شرایط جنگ سرد- درست بود"

( دکتر ابراهیم یزدی از دانشجویان دانشگاه تگزاس آمریکا است و طبق شایعات از نظر من معتبر ارتباط بسیار نزدیک با لابی های قدرت سیاسی در آمریکا داشته است. حتی گفته میشود که ارتباط خانوادگی با برخی سناتورها و سایر دولتمردان آمریکایی داشته است – دیگر وارد جزییات نمی شوم)

5- خمینی از 4 کانال اصلی با آمریکای ها ارتباط داشت :

الف: ارتباط از طریق صادق طباطبایی (معروف به صادق خوشکله از اقوام خمینی) با کنفرانس گدالوپ و سایر ارتباطات از طریق او
ب:ارتباط از طریق یزدی –قطب زاده (و احتمالآ بنی صدر که حرفی از او در مصاحبه نیست) از طریق پاریس
پ: یك كانال در ایران توسط شورای انقلاب، مهندس بازرگان، آیت‌الله موسوی اردبیلی و دكتر سحابی با سولیوان(سفیر وقت آمریکا در رژیم شاه بود)
ت: ارتباط و مذاكرات مستقیم دكتر بهشتی با سولیوان

6-به گفته دکتر یزدی اسناد ارتباط دکتر بهشتی( که در واقع چشم و چراغ نیروهای اصلاح طلب و پدر معنوی آنان است) با سولیوان ( که این امر در خاطرات برخی از عوامل سیا نیز آمده است و مشخص میکند که بهشتی با سیا همکاری داشته است) از طرف دانشجویان خط امام به خمینی تحویل داده شد و خمینی تصریح نمود که به هیچ وجه ی منتشر نشود. نکته قابل توجه انتشار سایر ارتباطات توسط دانشجویان خط امام و منتشر نشدن جزییات این ارتباط اصلی است که عباس عبدی نیز بر وجود آن صحه گذاشته است.


اما نکته اصلی اینست که چرا پس از سی سال این عنصر سیاسی که از یک طرف با لابی های قدرت سیاسی آمریکا ارتباط دارد و از طرف دیگر داخل کنفدراسیون دانشجویان خارج کشور نفوذ داشته است و از یک طرف خود را از نزدیکان خمینی می داند و از طرف دیگر رهبر نهضت آزادی است که تنها آلترناتیو نزدیک به حکومت ، اپوزوسیون است ، این موارد از عنوان کرده است؟

جواب من اینست : این امر با اذن ولایت فقیه است. این کار زمینه های لازم را جهت ارتباط مستقیم و دیپلماتیک ایالات متحده و ایران فراهم میسازد ودکتر یزدی میتواند نقش مهمی در این بین بازی کند. در واقع معامله ای سیاسی بین نهضت آزادی و ولایت فقیه است . در ضمن این مصاحبه نوعی تابو زدایی از ارتباط ایران و آمریکا در اذهان عمومی است .
نکته قابل توجه برای من اعتقاد دکتر یزدی بر دکترین استراتژیک برژنسکی است . یعنی اینکه ملی گرا ها نمیتوانند حکومت را اداره کنند و قدرت را به کمونیست ها میدهند البته با تاکید بر دوران جنگ سرد. این حرف از دهان کسی بیرون میآید که یکی از بزرگترین نیروهای ملی گرا را نه فقط در ایران بلکه در خاورمیانه رهبری میکند و نکته جالبتر اینکه این حرف ، صدها و هزاران دانشجو و شهروند ایرانی با تمایلات ملی مذهبی را خلع سلاح شده در این وانفسای سیاسی ایران رها میکند.
سایر موارد این مصاحبه را چپ ها و کمونیست ها شنیده اند. اصولآ دلیل هژمونی نسبی چپ در پس از انقلاب این بود که چپ ها به این موارد آگاهی کامل داشتند و یکی از مهمترین دلایل عضو گیری نیروهای چپ ، آگاهی این نیروها از وجود همین ساخت و پاخت های کثیف سیاسی بود.





نوشته چه گوارا درتاريخ: ۱۰/۱۴/۱۳۸۶ ۱۲:۴۸:۰۰ بعدازظهر

|