Che Guevara چه گوارا

Che Guevara چه گوارا


*



کانون وبلاگ‌نویسان ایران


نه به اعدام




Atom 1.0
RSS 2.0

لينك ها

کانون وبلاگنويسان ايران پنلاگ
کانون وبلاگنويسان ايران وبلاگ اعضا

شبح
سياهكل
آتش
گل کو
companero che
سرزمين آفتاب
مطالعات فرهنگی رادیکال
قاصدک مبارز
ناهید رکسان
سعيد سامان
من و پالتاک
ایسکرا
نيك آهنگ كوثر
ملا حسني
شادی شاعرانه
با حسی به سرخی خون ایستاده ام
يک گيله مرد
لندني
بادبان
تا آزادی
گلشن سنتر
خواندني ها
آزادی نو
خسن آقا
نانا
شمرنامه
سیپریسک
خرس مهربان
این بشر زمینی
رک گو
یزیدم
قمارعاشقانه
حاشیه دو نفری
داستان‌گو
اصغرآقامعروف به هادی خرسندی
آفساید
پنجره گشوده-عزيزِِی
دوستداران احسان طبری
بامداد
گوشزد
نگاه
وب . آ . ورد
و چه و چه و چه
علی جوادی- اتحاد کمونیسم کارگری
سیامک ستوده
آزادی بیان
نشريه دانشجويي بذر
کمونيست
هواداران سازمان فداييان اقليت
دانشجوی کمونیست
اتحاديه جوانان سوسياليست انقلابي
(YCO) سازمان جوانان کمونيست
گزارشگران بدون مرز
مبارزه برای لغو اعدام
(مانیها(تخصصی شعر


آرشيو

November 2004
December 2004
January 2005
February 2005
March 2005
June 2005
May 2007
September 2007
January 2008
February 2008
March 2008
May 2009
June 2009
July 2009
August 2009
December 2009

اعضای پن‌لاگ


This page is powered by Blogger. Why isn't yours?
    ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۶


نهضت دانشجویی و حاشیه ای بر بحث ها

این متن را برای خرس مهربان عزیز فرستادم و خواستم که در وبلاگش بصورت حاشیه ای بر بحث مابین دانشجویان چپ قرار دهد که در پرشین بلاگش قرار داده آنهم برنگ آبی ولی توی وبلاگ بلاگ اسکای خرس مهربان ، من رنگم قرمز است (ببخشید نارنجی) بهر حال خودتان نظرات را بخوانید بگویید چه رنگی هستم ؟!!! شبح که ظاهرآ همه جا تک رنگ و جگری است و من و سیاهکل (آرشیا) هی رنگ به رنگ میشویم و اسد رنگ به رنگ همه جا آبی توی مایه بنفش مانده .

قسمتی از متن خرس مهربان را برای توضیح اینجا قرار میدهم :

“دو سه سال هست که چپ از دوباره ظهور کرده است. این خود یک پدیده مبارک و خجسته ای هست. گرایش روز افزون بخشی از جنب شدانشجوئی و نمایندگان آن در دفتر تحکیم و مخصوصا مراسم روز دانشجوئی پارسال ظهور مجدد جنبش چپ را رسما اعلام کرد. البته بعد از کشتار وسیع دهه شصت جنبش چپ تقریبا نابود شده بود هر چند معدودی از فعالان و کوشندگان چپ در کانون نویسندگان و بیشتر در حوزه فرهنگی به فعالیت خود ادامه می دادند ولی در سال های اخیر این جنبش جانی تازه گرفته و در صفوف دانشجویان روزنامه نگاران کارگران زنان ...رشد قابل ملاحضه ای داشته است . در میان دوستان وبلاگی هم شبح چه گوارا اسد (پرده ) سیاهکل و سایر دوستان از مواضع چپ و مارکسیتی دفاع کرده و ان را نشر می دادند ولی این دوستان عمدتا از بقایای چپ دهه ۶۰ بودند . ولی چپی که الان سر بلند کرده از بین دوستان جوانی هست که دهه ۶۰ را تجربه نکرده اند دوستانی مثل مرتضی اصلاحچی بهروز صفری سعید حبیبی هژیرپلاسچی فواد شمس سهیل آصفی و
...."

ادامه بحث و خلاصه ای از نظر دوستان را میتوانید در وبلاگ خرس مهربان بخوانید ولی نظرم را به عنوان حاشیه ای برای بحث می توانید در زیر بخوانید


· چپ اصولآ نمیتواند برخواسته از مبارزه طبقاتی نباشد –چپ فی نفسه (20 سال پیش یا 20 سال بعد) برخواسته از مبارزه طبقاتی است ولی چپ جدیدی که رفقا از ان نام میبرند ، ارتباط ارگانیکی با مبارزه طبقاتی برقرار کرده است و یا شعارش را میدهد که برقرار کرده و یا میکند . نکته اینجاست که شکل گیری چپ مسلمآ با توجه به ضروریات مبارزه طبقاتی است ولی رشد چپ ضرورتآ وابسته به این نیازمندی نیست ، بهمین دلیل است که مفهوم اپرتونیسم جزو ادبیات چپ است. نمونه اش در بین فعالین چپ دانشجویی سالها اخیربسیار زیاد است . بعضی از وبلاگهای چپ دانشجویی را که مطالعه میکنید ، میبینید که، راست ترین نظرات تحت عنوان چپ دانشجویی مطرح میشود – از نظر من ساختار چپ دانشجویی ایران بدلیل شکل گیری اش از درون مناسبات تعریف شده بخشی از حاکمیت تحت عنوان تحکیم وحدت نمیتواند بسیار فراتر از راست ترین جناح های چپ ایران باشد که نوکر اصلاحات بورژوایی بودند ( جمهوری خواهان) حتی اگر عناصر شاخص جناح چپ جنبش دانشجویی بسیار فراتر و رادیکال تر از طیف فکری مذکور(جمهوری خواهان) باشند.جنبش جدید دانشجویی ایران باید بدون شرمندگی تاریخ و نحوه شکل گیری را بررسی کند و موقعیتی را که فعلآ در آن قرار دارد ارزیابی کند و موقعیتی را که میخواهد به آن برسد هدف قرار دهد. (مقصودم به هیچ وجه رفقایی که خرس مهربان در این مقاله نام برده نیست- گفتم تا موجب دلخوری نشود)

· انتقاد فواد در مورد اینکه چپ در دهه 60 ارتباط درستی با دستور کار اصلی چپ یعنی مبارزه طبقاتی نداشته است، از نظر من کاملا درست است ولی نکته اصلی اینست که فضای حاکم جنگ سرد در جهان و به طبع آن در ایران موجب دور شدن چپ از نیازمندی اصلی طبقه کارگر ایران شد و این امر ارتباط به وامدار بودن چپ دهه 60 به دهه 40 و همینطور اشتباهات چپ دهه 40 ارتباطی به وامدار بودنش به چپ دهه 30 ندارد. اصلآ این بحث وامدار بودن موضوعیت ندارد – مسلمآ چپ احتیاج به فضای مناسب برای رشد دارد که در نتیجه وامدار سنن قبلی چپ است و یا اینکه در انتقادی مستقل از بورژوازی شکل گرفته است( مثل حمایت تحکیم وحدت از اصلاحات بورژوایی حاکمیت و شکل گیری جناح چپ جنبش دانشجویی) که در نتیجه وامدار سنن قبلی چپ نیست ولی وامدار جریانی که از درون آن شکل گرفته هست و در نتیجه راه دشواری را در پیش دارد.

· نظر هژیر را اینطور میشود صورت بندی نمود ، او میگوید دموکراتیزه شدن باید در دستور کار چپ قرار گیرد.به نظر من کاملآ درست است . نکته اینجاست که این امر بیش از اینکه در گفتگوی متقابل ما بین جناح های مختلف چپ ضرورت خود را نشان دهد مابین رفقای هم فکر ضروری است . به نظر من هم چپ در سرتاسر جهان و از جمله ایران نیازمند دموکراتیزه شدن است چون سنت طیف های مختلف احزاب ، سازمانهای کمونیستی مسلمآ دموکراتیک نبوده است - اینکه بگوییم که هیچ تناقضی بین آزادی و برابری وجود ندارد کافی نیست موضوع اصلی اینست که آنرا بتوان در درون مناسبات مابین رفقا پیاده کرد) بحث های دوستان خود نمونه خوبی از تشخیص آن ها از این ضرورت است) بله دوآلیته بین آزادی ـ برابری وجود ندارد ولی این به این مفهوم نیست که چپ نیازمند دموکراتیزه شدن نیست .

· اما ترکیب "سوسیالیسم دموکراتیک " – این ترکیب دو مفهوم را تداعی میکند اول اینکه من بعنوان یک چپ شرمسار تاریخ غیر دموکراتیک ( یا کمتر دموکراتیک) قبلی هستم و میخواهم با این عنوان خودم را از شر جوابگو بودن به گولاک ها و یا خمر های سرخ و یا جنایات استالین رها کنم و بگویم "عزیز جان چپ ما از این جنس و تبار نیست" و مفهوم دوم اینکه من میخواهم مفهوم "دموکراسی سوسیالیستی" را بسط دهم چون از نظر من دموکراسی سوسیالیستی یک مفهوم فرمالیته و تشریفاتی از دموکراسی نیست که فقط گوسفندان را پای صندوق انتخابات ذبح کند. بهر حال کلمات بار معنایی خاص خود را دارند (البته برای هر شخص کمی متفاوت است) که خواستم آنرا توضیح دهم.






نوشته چه گوارا درتاريخ: ۲/۱۵/۱۳۸۶ ۱۰:۰۵:۰۰ قبل‌ازظهر

|